2

ب جز ویـران چنگیـزی  نمانده
ب جز هوهوی پاییـزی  نمانده

بگو ای داریوش از خواب برخیز
که از " ایران " مان چیزی نمانده



3

پر و پرپر . . . غم شادی بسازی
فراز ِ شهر  ، آبادی  بسازی

پرنده تخم داری لانه ات را
ب روی برج ِِ آزادی بسازی ؟!!



4

نه برج کنترل ، نه اشتباهی
نه می ماند معطل هیچ گاهی

پرنده نقص ِ فنی حالی اش نیست
ندارد با خودش جعبه  سیاهی


" حسـیـن مـیـدری "