72


لبهای نیمه باز ، آغاز وسوسه ایست از شوق ِ نیاز  . . .

71



 

70

شرمنده ی مانیکور مدرن ِ ناخنم هستم ، وقتی گوشه ی کتفات رو خراش میندازه !!

69

برای جناب پدر :
از کنار خانه ی خوشبختی تو ، هرگز اتوبانی مملو از ترافیک درد عبور نخواهد کرد .

68

ببینم هزار سال با تو بودن را ، که ساده تقدیرش می کنی در شبی . . .

67

درآخرین عکس ها جوانتر شده ام
اما این زندگی هنوز عابری پیرتر را در خود تحمل می کند . . .


65


این مرد رویای دخترانه گی َم نبود !!

اصلا بیایید مردها را بکُشیم ، دیگر کسی هوس ِ عروس شدن نمی کند . . .

64


 سردرگم که می شوم ، جناب پدر :
همیشه اول ِ هر فراری دویدن ِ ولی تو پات رو ب پیچ خوردن عادت دادی !!

63

حذف شد .

62


خل ُ چل های کافه چانس
 




61

از اول اگر دل ب تو نبسته بودم ، دل ِ من اسیر نداری نمیشد . . .


60


کمی با عقربه ها حرف زدم ، قانع شدند آرام تر بروند . . .


59

فریاد می زند : تنازع  برای  بقا ،
و چشمانش دلتنگ تر از . . .